ردپایی که نباید در طبیعت بماند

روایت ۱۲ سال کنشگری یک گروه مردمی در طبیعت فارس

روایتی از ۲۴۹ برنامه پاکسازی «پاکسازان طبیعت فارس» از جمع‌آوری زباله تا تغییر رفتار مردم و شکل‌گیری گروه‌های محلی در سیوند، مهارلو و سپیدان

روایت ۱۲ سال کنشگری یک گروه مردمی در طبیعت فارس

مرجان دهقانی خبرجنوب/ گاهی یک دغدغه اجتماعی از یک اتفاق بزرگ شروع نمی‌شود. ممکن است از جست‌وجوی ساده یک مادر یا مادربزرگ برای پیدا کردن گوشه‌ای تمیز در دل طبیعت آغاز شود جایی که بتواند بدون آنکه زباله‌ای رهاشده در قاب تصویر دیده شود، عکسی به یادگار بگیرد.
برای شهلا ایادی، مدیر گروه پاکسازان طبیعت فارس، همین جست‌وجوی ساده به یک سؤال جدی‌تر تبدیل شد اگر گوشه‌ای تمیز پیدا نمی‌شود، آیا فقط باید از وضعیت طبیعت گلایه کرد؟او تصمیم گرفت به جای گلایه، کاری انجام دهد.
حاصل آن تصمیم، شکل‌گیری برنامه‌های پاکسازی در مناطق مختلف فارس و آغاز فعالیت گروه «پاکسازان طبیعت فارس» بودگروهی که حالا حدود ۱۲ سال است بخشی از وقت و توان خود را برای پاکیزگی طبیعت و مهم‌تر از آن، تغییر نگاه مردم به محیط زندگی‌شان صرف می‌کند.
اما روایت ایادی از این سال‌ها، تنها روایت کیسه‌هایی نیست که از دل طبیعت پر شده‌اند. پشت هر پاکسازی مسئله‌ای بزرگ‌تر قرار دارد اینکه اگر همان نقطه پس از مدتی دوباره پر از زباله شود پاکسازی تا چه اندازه می‌تواند راه‌حل باشد؟

او در رابطه با این گروه طبیعت دوست توصیح می دهد  فعالیت گروه در سال‌های گذشته به تدریج از جمع‌آوری زباله فراتر رفته و به گفت‌وگو با مردم و تلاش برای تغییر رفتار آنها رسیده است. یکی از همین روش‌ها توزیع کیسه زباله میان گردشگران است اقدامی ساده با این هدف که هر فرد دست‌کم زباله‌ای را که خودش تولید کرده با خود از طبیعت خارج کند.
قصه «پاکسازان طبیعت فارس» از جمعی پنج‌نفره آغاز شد افرادی که به گفته ایادی، آن روزها نوجوان و جوان بودند و حالا سال‌هاست در کنار گروه مانده‌اند. بعضی از آنها ازدواج کرده‌اند و حتی همسر و فرزندانشان نیز در برنامه‌های پاکسازی همراهشان شده‌اند.
برای ایادی، شاید همین ماندگاری یکی از مهم‌ترین نتایج این فعالیت باشد اینکه یک اقدام کوچک، در طول زمان از یک حرکت فردی عبور کند و به عادتی جمعی تبدیل شود.
انتشار تصاویر و گزارش فعالیت‌های گروه در فضای مجازی نیز به گفته او افراد دیگری را در شهرستان‌های مختلف با مسئله زباله و وضعیت طبیعت محل زندگی‌شان درگیر کرده و در مواردی به شکل‌گیری گروه‌های محلی برای پاکسازی انجامیده است.

۲۴۹ برنامه پاکسازی در سراسر فارس

آنچه این گروه در طول ۱۲ سال گذشته انجام داده  تنها در چند نقطه محدود خلاصه نمی‌شود. به گفته ایادی، «پاکسازان طبیعت فارس» تاکنون ۲۴۹ برنامه پاکسازی در کل استان فارس برگزار کرده است از مناطق گردشگری اطراف شیراز گرفته تا روستاها و شهرهای دورافتاده‌تر.
در هر یک از این برنامه‌ها، بین ۲۰ تا ۴۰ نفر مشارکت داشته‌اند. عددی که شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسد اما وقتی در ۲۴۹ برنامه ضرب شود، تصویری از یک حرکت مستمر و پرشمار می‌سازد.
در کنار پاکسازی، این گروه تجربه‌های دیگری نیز داشته است. شش سال متوالی در منطقه علی‌آباد کمین در شهرستان پاسارگاد، با همکاری منابع طبیعی پاسارگاد، برنامه بذرکاری برگزار کرده‌اند برنامه‌ای که به گفته ایادی، «خدا را شکر بذرها تبدیل به جوانه‌های امید شده‌اند.»
گروه پاکسازان همچنین در فصل بارندگی نهال می‌کارد، در مناطق آسیب‌دیده از آتش‌سوزی فعالیت می‌کند و برای مدتی با همکاری محیط زیست و آموزش و پرورش در مدارس حضور داشته و درباره موضوعاتی مانند آب، خاک، انرژی و حیات وحش با دانش‌آموزان گفت‌وگو کرده است.

وقتی یک روستا خودش پای کار می‌آید

در میان این تجربه‌ها اما نمونه‌هایی هم وجود دارد که نشان می‌دهد مشارکت مردم می‌تواند چهره یک منطقه را تغییر دهد.
مدیر گروه پاکسازان طبیعت فارس یکی از این نمونه‌ها را روستای ریگون در سپیدان می‌داند جایی که اعضای گروه بعد از آموزش و فرهنگ‌سازی، پس از ورود به روستا با کوچه‌هایی مواجه شدند که حتی یک تکه زباله در آنها دیده نمی‌شد.
این تمیزی حاصل یک پاکسازی مقطعی نبود. پشت آن، همکاری مردم روستا و شکل‌گیری یک سازوکار محلی برای جمع‌آوری زباله قرار داشت موضوعی که محمود جعفری، دهیار ریگون نیز آن را تأیید می‌کند.
جعفری از روزهایی می‌گوید که بخشی از مردم زباله‌های خود را در باغ‌ها و طبیعت رها می‌کردند، اما با برگزاری جلسات با مردم و استفاده از ظرفیت فضای مجازی برای آموزش و جلب مشارکت اهالی، روند جمع‌آوری زباله تغییر کرد.

حالا زباله‌های روستا در زمان مشخص جمع‌آوری می‌شود و اهالی نیز در این روند همکاری دارند. تفکیک زباله نیز در میان مردم انجام می‌شود و به گفته دهیار، زنان روستا از جمله گروه‌هایی هستند که بر ضرورت جمع‌آوری منظم زباله تأکید دارند.

در این میان، تجربه ریگون یک نکته دیگر را هم نشان می‌دهد: مشارکت مردم هرچقدر هم جدی باشد نمی‌تواند جای زیرساخت‌های مدیریت پسماند را بگیرد.
مردم پای کار آمدند، اما زیرساخت همچنان مسئله است

جعفری می‌گوید سپیدان محل دفن یا سایت پسماند ندارد و زباله روستا برای انتقال به سایت برمشور شیراز مسافتی طولانی حدود ۱۶۰۰ کیلومر را طی می‌کند فرآیندی که هزینه‌های زیادی را به روستا تحمیل می‌کند.
به گفته او، هزینه جمع‌آوری و انتقال زباله از محل کمک‌های مردم و بودجه دهیاری تأمین می‌شود و سایت برمشور نیز بابت پذیرش زباله هزینه دریافت می‌کند.
از نگاه دهیار، ایجاد سایت پسماند در سپیدان می‌تواند بخشی از هزینه‌هایی را که امروز صرف انتقال زباله می‌شود آزاد کند تا برای فرهنگ‌سازی و دیگر نیازهای روستا مورد استفاده قرار گیرد.
او تأکید می‌کند که توقف جمع‌آوری زباله حتی برای مدتی کوتاه می‌تواند برای روستایی با جمعیت هزار نفر و ۳۰۰ خانوار، به معنای بازگشت زباله به طبیعت باشد  مسئله‌ای که در منطقه‌ای گردشگرپذیر، تنها یک دغدغه زیست‌محیطی نیست و می‌تواند پیامدهای بهداشتی نیز داشته باشد.
به همین دلیل، در کنار مشارکت مردم ایجاد زیرساخت مناسب برای مدیریت پسماند نیز از مطالبات مدیریت روستا است؛ مطالبه‌ای که به گفته جعفری، برای تحقق آن اقداماتی انجام شده اما هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است.

گروه‌هایی که از دل جامعه محلی شکل گرفتند

یکی از دستاوردهای مهم این سال‌ها، شکل‌گیری گروه‌های محلی در مناطقی است که «پاکسازان طبیعت فارس» در آنها حضور داشته اند. به گفته ایادی، در سیوند، مهارلو و سپیدان گروه‌هایی توسط جوامع محلی شکل گرفته‌اند گروه‌هایی که حالا خودشان بخشی از بار پاکسازی و فرهنگ‌سازی در منطقه‌شان را بر دوش می‌کشند.
این تجربه نشان می‌دهد که یک حرکت داوطلبانه، وقتی درست و مستمر انجام شود می‌تواند از یک گروه مرکزی فراتر برود و به شبکه‌ای از کنشگران محلی تبدیل شود.
پاکسازی از طبیعت شروع می‌شود، اما به رفتار ما می‌رسد
مدیر گروه پاکسازان طبیعت فارس معتقد است مسئولیت اجتماعی را نمی‌توان تنها از دیگران مطالبه کرد. از نگاه او اگر مردم را صرفاً به بی‌فرهنگی متهم کنیم، بخشی از مسئله را نادیده گرفته‌ایم‌چراکه همین مردم بخشی از جامعه‌ای هستند که قرار است برای حفظ محیط زندگی خود مشارکت کنند.
به باور او، انتقاد زمانی می‌تواند اثرگذار باشد که در کنار آن راه‌حل نیز ارائه شود همان‌طور که پاکسازی طبیعت زمانی می‌تواند ماندگار باشد که در کنار جمع‌آوری زباله برای تغییر رفتار و ایجاد حساسیت نسبت به محیط زندگی نیز تلاش شود.
با این حال، همه تجربه‌های این گروه به یک اندازه امیدوارکننده نیست.
گاهی اعضای گروه، منطقه‌ای را پاکسازی می‌کنند و تنها چند هفته بعد که دوباره به همان نقطه بازمی‌گردند، با زباله‌های تازه‌ای مواجه می‌شوند.
ایادی از سپیدان به عنوان یکی از مناطقی یاد می‌کند که تکرار حضور گردشگران و باقی ماندن زباله در برخی نقاط، کار داوطلبان را دشوار کرده است. گاهی نیز صحنه‌هایی دیده می‌شود که برای اعضای گروه سؤال‌برانگیز است افرادی که در میان زباله‌ها غذا می‌خورند و پس از پایان حضورشان همان پسماند را در طبیعت رها می‌کنند.
همین تجربه‌ها باعث شده اعضای گروه به این نتیجه برسند که جمع‌آوری زباله، بدون تغییر رفتار مردم نمی‌تواند مسئله را برای همیشه حل کند.

هزینه‌هایی که داوطلبانه پرداخت می‌شود

ایادی در رابطه با تأمین هزینه‌های این گروه می‌گوید: عمدتاً از جیب خود اعضای گروه تأمین می‌شود.
او توضیح می‌دهد که بسته به تعداد اعضا، برای برنامه‌ها خودرو یا اتوبوس تهیه می‌کنند و با توجه به افزایش هزینه‌ها، حالا برنامه‌های پاکسازی را به ماهی دو نوبت محدود کرده‌اند.
به گفته ایادی، اعضای گروه از اقشار و حرفه‌های مختلف هستند از مهندس و پزشک و وکیل گرفته تا دانشجو و کارگر. اما برای اینکه افزایش هزینه‌ها باعث دلسردی اعضا و کنار کشیدن آنها نشود قسمتی از هزینه‌ها را خودش تأمین می‌کند.

ایادی با اشاره به محدودیت‌های مالی دستگاه‌های متولی محیط زیست و منابع طبیعی می‌گوید این مجموعه‌ها معمولاً امکان تأمین هزینه‌های فعالیت گروه را ندارند و در برخی مناسبت‌های خاص ممکن است وسیله نقلیه در اختیار آنها قرار دهند.

درخواست  او از مسئولان در این شرایط تأمین همین حداقل امکانات است اینکه اگر امکان حمایت مالی وجود ندارد دست‌کم برای برنامه‌های پاکسازی وسیله نقلیه در اختیار گروه قرار گیرد تا هزینه رفت‌وآمد از دوش اعضای داوطلب برداشته شود و بتوانند برنامه‌های بیشتری مناطق مختل طبیعت فارس اجرا کنن

او معتقد است نمی‌توان انتظار داشت همه هزینه‌های یک فعالیت مستمر محیط‌زیستی برای همیشه از جیب شهروندان پرداخت شود.

شاید معنای واقعی «نگذاشتن ردپا در طبیعت» همین باشد اینکه پس از رفتن ما چیزی جز خاطره حضورمان باقی نماند، نه کیسه‌های زباله و ظروف رهاشده‌ای که سهم نسل بعد از طبیعت بشود.